آرشیو برای جولای 29, 2009

دختربچه‌ی سودانی

kevin_carter

ابتدا: تا دیروز می‌گفتم اگر تو به احمدی‌نژاد رای داده‌ای و من به میرحسین، هیچ دلیل نمی‌شود که من و تو دشمن هم باشیم. ما مثل هم فکر نمی‌کنیم، اما تو هنوز دوست منی و من هنوز دوست تو. امروز می‌گویم، تویی که به احمدی‌نژاد یا به هرکس دیگری رای داده‌ای، تویی که اخبار را می‌شنوی و عکس‌ها را می‌بینی، تویی که در برابر همه‌ی جنایت‌ها نه فقط ساکت مانده‌ای که هنوز سنگ‌شان را هم به سینه می‌زنی، تویی که نه فقط چشم‌هایت که انصافت را هم زیر پا گذاشته‌ای، تویی که…، تو دیگر دوست من نیستی!

سپس: دختربچه‌ی سودانی نام این عکس است، عکسی که دنیا را تکان داد. ماجرا مربوط به سال 1993 است و کشور قحطی‌زده سودان. دخترک نحیفی سعی می‌کند خود را به یکی از مراکز توزیع غذا برساند در حالی که لاشخوری منتظر مرگ اوست. این عکس آنقدر تاثیر‌گذار بود که کوین کارتر به خاطرش بسیار تحسین شد و جایزه‌ی پولیتزر سال 1994 را برد، اما برخی هم اخلاقیات او را زیر سوال بردند و او را کرکس دوم صحنه نامیدند! کوین کارتر چند ماه بعد خودکشی کرد و در نامه‌ای نوشت: ((من واقعا متاسفم. رنج و درد آن قدر بر لذایذ غلبه کرده‌اند که انگار لذتی وجود ندارد.))

سرانجام: کرکس بودن چه احساسی دارد؟!

(2) دیدگاه