آرشیو برای جولای 7, 2009

پایه کاخ حیات ما کج از بنیاد بود

بیشتر از ده سال پیش، موقعی که کلاس سوم راهنمایی بودم، معلم تاریخ و جغرافیایی داشتم که از خاطراتش می‌گفت و از این که مسئول رای‌گیری یا هرچه دیگر که اسمش است (یادم نیست که دقیقا چه بود، مدت زیادی گذشته و من نقل به مضمون می‌کنم.) در یکی از مناطق بوده. رای‌گیری هم همان همه‌پرسی معروف جمهوری اسلامی، آری یا نه. آقای معلم اظهار پشیمانی می‌کرد از این که وقتی آخر کار کلی برگه‌ی رای زیاد آورده بودند، روی همه نوشته بودند آری و توی صندوق انداخته بودند. البته من آن موقع‌ها فکر نمی‌کردم خیلی کار بدی کرده باشند، اما حالا می‌فهمم که این کار چقدر بد بوده…

پی‌نوشت: عنوان مصرعی ست از شعری که بخشی از آن چنین است و نمی‌دانم از کیست:

این مثل باشد که تا گردون رود دیوار کج

گر ز غفلت خشت اول را نهد معمار کج

پایه کاخ حیات ما کج از بنیاد بود

صحن کج شد، بام کج شد، در کج و دیوار کج

نیست بحثی بر جوانان گر کله کج می‌نهند

سالخورده شیخ بر سر می‌نهد دستار کج

۱ دیدگاه