من اما دلم گریه می‌خواهد…

یک: از دیروز ظهر موبایل آنتن نداده است، حتی روستای تاش هم که دیشب خوابیدیم. تعجبی ندارد که کل مسیر قله هم موبایل آنتن ندهد. حوالی ساعت دوازده ظهر می‌رسیم بالای قله، قله‌ی شاهوار سمنان، و ناگهان گوشی یکی از بچه‌ها زنگ می‌زند. چقدر جالب! این بالا آنتن می‌دهد. بلافاصله شماره‌ی بانو را می‌گیرم، هم دلم تنگ است و هم می‌خواهم بگویم که درست بالای قله‌ام و به یاد او. مثل شیرکوه که وقتی رسیدم برایش پیامک فرستادم که از بالای شیرکوه هم دوستت دارم و او جواب داده بود: آن بالا خدا را بچسب. اما او بیشتر دلش می‌خواهد که از انتخابات حرف بزند و از مناظره‌ی دیشب احمدی‌نژاد و میرحسین. خبرها بوده، احمدی‌نژاد حسابی گرد و خاک کرده و رفسنجانی و ناطق نوری را به دزدی متهم کرده و به مدرک زهرا رهنورد هم گیر داده! نمی‌فهمم که چه ربطی دارد، مدرک همسر میرحسین؟ آن هم چه کسی؟ زهرا رهنورد که خیلی وقت است نویسنده است و متفکر و رییس دانشگاه و…

دو: تمام مسیر برگشت از قله را به این فکر می‌کنم که مگر رفسنجانی همانی نیست که وقتی رییس جمهوری‌اش تمام شد و خاتمی آمد، رهبر درباره‌اش گفت که هیچ رییس جمهوری برای من مثل رفسنجانی نمی‌شود؟! ناطق مگر همانی نیست که وقتی ریاست جمهوری رفسنجانی تمام شده بود و بحث بر سر انتخاب ناطق بود و خاتمی، رهبر نظرش روی ناطق بود و تاکید کرده بود که به اصلح رای بدهید؟! و مگر احمدی‌نژاد هم همانی نیست که رهبر بهش نظر ویژه دارد و تاکید کرده که از این دولت به شکل خاص حمایت می‌کند؟! به نظرم یک جای کار ایراد دارد، یا با منطق من جور در نمی‌آید!

سه: از سمنان برگشته‌ام. با استاد حسن کاشی‌کار رفته‌ایم کاشی ببینیم. ازش درباره‌ی انتخابات سوال می‌کنم:

- اوستا نظرت درباره‌ی انتخابات چیه؟

- من که از سیاست چیزی سرم نمی‌شه، فقط می‌دونم که احمدی‌نژاد باید رای بیاره!

- چرا؟

- برا این که احمدی‌نژاد پول می‌ده!

- چه پولی؟ مگه به شما پول داده؟

- بله! دو سال پیش صد و شصت هزار تومن، پارسال هم سیصد و بیست هزار تومن. قراره امسال هم یک میلیون تومن بده.

- برا چی میده؟ رو چه حسابی؟

- هیچی! من قبلنا بسیجی بودم. فرم پر کردم، بعد از چند روز یه نامه اومد در خونه. رفتیم توی محضر ثبت کردیم و سند به نام زدیم و اینا. پول رو خوب وقتی هم می‌ده، وسط زمستون. ها ها ها

- آها! که اینطور!

- خوبیش هم اینه که سوال جواب نمی‌خواد، تحقیق و اینا هم در کار نیست، فرمو که پر کنی، پوله رو حتما می‌ده…

چهار: دیدن مناظره‌ی کروبی و احمدی‌نژاد یک جور توفیق اجباری ست، و متاسفانه هرگز تا این حد از سرنوشت کشورم نترسیده‌ام. احمدی‌نژاد مثل آب خوردن دروغ می‌گوید، حقایق را انکار می‌کند، اهانت می‌کند و… نمی‌دانم چطور چنین آدمی چهار سال رییس جمهور کشورم بوده. هیچ دلم نمی‌خواهد چهار سال دیگر هم تحملش کنم. اما بیشتر همه از این نگرانم که احمدی‌نژاد شبیه کسی نیست که برای چهار سال و هشت سال آمده باشد. دیوانه‌ی قدرت است انگار. آمده است که بماند!

پنج: بعد از مدت‌ها نبودن و درگیر بودن، بانو را برای نهار دعوت کرده‌ام. داریم برمی‌گردیم خانه که توجهمان به چند نفر که کنار خیابان داد و هوار راه انداخته‌اند جلب می‌شود. از آن تیپ حزب‌اللهی‌ها هستند. همگی شبیه هم. ریش، پیراهن سفید روی شلوار و… پلاکارد دارند و داد می‌زنند و دزدگیر احمدی‌نژاد را تبلیغ می‌کنند! چقدر خنک‌اند این‌ها! می‌ایستم و ازشان می‌پرسم که تا حالا چند تا دزد گرفته این احمدی‌نژاد؟ یکی‌شان جواب می‌دهد که: هاشمی و بچه‌هاشو! بانو مانع‌ام می‌شود، اما می‌خواهم بگویم که احمدی‌نژاد هیچ دزدی نگرفته. چهار سال فرصت داشته که بگیرد ولی نگرفته. او هم به همان‌جایی وصل است که رفسنجانی و ناطق به آن وصل بوده‌اند. احمدی‌نژاد فقط دارد هوچی‌گری می‌کند، اخاذی می‌کند. می‌گوید تو دزدی پس حق نداری حرف بزنی و از کارهای من انتقاد کنی، آن کسی که تو حمایتش می‌کنی هم حق ندارد که از من انتقاد کند. اما نمی‌گوید که تو دزدی نکن. نمی‌گوید چرا دزدی کرده‌ای. اگر کاری به کارش نداشته باشی، هیچ نمی‌گوید، مثل خیلی‌ها که از دزدی‌شان هیچ نگفت. خیلی‌ها که من و شما می‌دانیم که هستند، همه‌مان هم درباره‌ی خانواده‌ی ثروتمند هاشمی و سایرین می‌دانستیم، اما مثل او اخاذی نکردیم. او نگران دزدی نیست، نگران خودش و منافع خودش است…می‌خواستم بگویم همه‌ی این‌ها را، اما گفتنش چه سود؟

شش: برای رای دادن به جایی رفته‌ام که اگرچه سال‌هاست نرفته‌ام، اما خیلی آشناست. از در که وارد می‌شوم دلم پر می‌کشد به گذشته‌ها، به دور دست‌ها. اگرچه خاطره‌ی زیادی از آن روزها به خاطرم نیست، اما آن جا انگار دنیای دیگری ست. همه‌چیز مثل همان سال‌هاست. بیست سالی گذشته، اما هیچ چیز عوض نشده، درخت‌های بلند کاج، حوض وسط حیاط که هنوز پر از آب است، زمین بازی، کلاس‌ها، همگی همان‌جا هستند، همان شکلی که آن روزها بودند، اما انگار همه چیز کوچکتر شده، باغچه‌ای که نتوانستم ازش بپرم و دستم تا مدت‌ها زخم داشت و هنوز جایش هست، کافی ست یک پایم را بلند کنم تا برسم به آن طرفش، حیاط که می‌نشستم لبه‌اش و پایم به زمین نمی‌رسید، کوتاه شده انگار. سالن مدرسه که وسط دو ردیف کلاس بود و زمستان‌ها جان می‌داد تویش راه بروی، خیلی هم بزرگ نیست دیگر. همه‌چیز مثل همان سال‌هاست و نیست. من اما همانم که بودم، همان بچه‌ی خجالتی… مدرسه همه‌چیزش درست است اما، چیزی این جا غلط است. جای بچه‌های شاد و شلوغ توی سالن چند تا آدم بزرگ نشته‌اند. حواسم بهشان نیست، فقط در و دیوار را نگاه می‌کنم، شناسنامه‌ام مهر می‌خورد، انگشت می‌زنم، رای می‌دهم، می‌اندازم توی صندوق و از مدرسه بیرون می‌زنم. دلم تنگ می‌شود…

هفت: دیشب حسابی خسته بودم و زود خوابیدم. بی‌نگرانی، بی‌استرس. به موسوی رای داده‌ام و مطمئنم که در بدترین شرایط انتخابات به دور دوم می‌کشد. حدود هفت صبح است که تلویزیون را روشن می‌کنم. شبکه‌ی خبر است و رضا حسین‌مردی. پیشترها از اخبارش دفاع می‌کردم، اما نمی‌دانم چرا امروز اینقدر اجرایش افتضاح است. چه مجری بدی ست حسین‌مردی! گوشه‌ی سمت راست از بالا به پایین احمدی‌نژاد است و موسوی و رضایی و کروبی. زیرش هم رای‌ها را نوشته. بیشتر به شوخی شبیه است. احمدی‌نژاد نزدیک به نوزده میلیون رای آورده، موسوی حدود هشت میلیون؟ کروبی فقط دویست و پنجاه هزار نفر؟! یعنی یک هفتاد و ششم احمدی‌نژاد؟! رضایی چه؟ رضایی که مطمئن بودم رقیب خوبی می‌شود، رضایی که برنامه‌های خوبی داشت و حرف‌های خوبی زده بود، رضایی که توی مناظره حساب احمدی‌نژاد را رسیده بود، فقط پانصد هزار نفر؟! نه! باور نمی‌کنم. چه شوخی لوسی با ما می‌کند این رضا حسین‌مردی. اولش به خودم امیدواری می‌دهم که تا چهل میلیون بشود، هنوز  دوازده میلیون مانده. حتما چهل میلیون نفر رای داده‌اند. خیلی‌ها را می‌شناسم که بعد از سال‌ها امسال رای دادند. اما بعد که حساب می‌کنم، می‌بینم که کافی است از آن دوازده میلیون رای، فقط یک میلیونش مال احمدی‌نژاد باشد، آن وقت کار تمام است. نه! هیچ امیدی نیست!

هشت: آن تیک سبز خوشکل روی شیشه‌ی جلوی ماشین را پاک می‌کنم، می‌خواهم به جایش یک ضربدر سیاه بکشم. اما ضربدر سیاه را نمی‌کشم، من هنوز امیدوارم. سر تا پا سبز می‌پوشم و به خیابان می‌روم، شهر عادی ست. اما همه غمگینند، هیچ‌کس باورش نمی‌شود.

نه: همین چند دقیقه‌ی پیش آقای محصولی آمار انتخابات را اعلام کرده، احمدی‌نژاد بیست و چهار میلیون رای آورده که دست‌کم برای من یکی قابل قبول نیست. بیانیه‌ی رهبر خوانده شده و احمدی‌نژاد قرار است که ساعت نه حرف بزند. پیش خودم فکر می‌کنم که اگر از دموکراسی ذره‌ای باقی مانده بود، آن یک ذره هم از بین رفت. حالا همه‌چیز تمام شده. من دارم تایپ می‌کنم و مثل اغلب اوقات که می‌خواهم آرام شوم به آهنگ  To The Unknown Man گوش می‌دهم، بارها و بارها و بارها. هیچ‌وقت از این آهنگ خسته نمی‌شوم. من اما دلم گریه می‌خواهد…

23 دیدگاه »

  1. yekmemar گفت

    چه تحقیری شدیم ما . چقدر به شعورمان خندیدند . اگه رای روستاییان 24میلیون شده یعنی روشنفکرهای ما سرنوشتی در این مملکت ندارند . یعنی ایران یک روستای بزرگ است . یعنی قشر تحصیل کرده ما کم تعداد تر از بی سواد هاست و ای خدا ما چقدر عقب مانده ایم .
    دیگر پای هیچ صندوق رایی نخواهم رفت تا سرنوشتم را هموطنان روستاییم انتخاب کنند . شاید آنها بهتر از من می دانند تورم یعنی چه ؟

  2. یه دوست گفت

    خاک بر سرت احمد رضا ، تو هم بازیچه شدی ! نمی فهمی که انداختنون جلو واسه مقاصد خودشون ، نمی فهمی که از چهارتا جینگول بازی موردعلاقه تون استفاده کردند که تا به قدرت طلبیهای خودشون برسند !بدبخت فکر کردی بعد از بیست سال نگران من و تو شده ! تو هم سوار موج قدرت طلبیشون شدی و رفتی ؟!! تو هم به اندازه ی دانشجوهای سال اولت احمق شدی !!
    یعنی تو این قانون گریزی رو از آقای ادعای قانون مداری قبول می کنی !
    برو خدا رو شکر کن که این قوم مغول

  3. یه دوست گفت

    رای نیاوردن ، کسی که به قول طرفدار خودش مهدی هاشمی” این مرد انگار توی غار زندگی می کرده و اصلا اصول رو نمی شناسه و چندین میلیارد پول رو به هدر داد ”
    تو طرفدار کسی هستی که سوار بر خر دجالش می شه توی خیابونای تهران راه می افته که آی ملت رایهای منو دزدیدن و یک سند واسه اثبات حرفش نداره که بره بشینه و حرفش رو ثابت کنه ، تو از چنین آدمی دفاع می کنی ؟!!
    ایشون و طرفداراش فقط به درد ریاست جمهوری جنگلای آموزن می خوره !
    در ضمن خانم پرفسور قلابیتون هم ، برید ببینید چه دلایلی واسه شبکه بی بی سی آورده که تقلب توی آراء شده ! دلایلی که آبروی ما رو همه جا برد !
    خاک بر سرت احمدرضا !
    باورم نمی شه این قدر احمق شده باشی !

    • thejoyofsharing گفت

      جناب یه دوست!
      1. آمده‌ای و مرا به اسم کوچکم خطاب می‌کنی، من در این وبلاگ هرگز اسم کوچکم را فاش نکرده‌ام، پس لابد مرا می‌شناسی. اما این رسمش نیست وقتی که تو مرا می‌شناسی و مرا به نام کوچکم خطاب می‌کنی، آنقدر شهامت به خرج نمی‌دهی که حتی اسم کوچکت را فاش ‌کنی! وانگهی در مشخصاتت هم اسم وبلاگی را نوشته‌ای که به گفته‌ی بلاگفا حتی وجود خارجی ندارد!
      2. حرف‌هایت را در اولین کامنت اینطور شروع می‌کنی: “خاک بر سرت احمدرضا”! و در کامنت بعد هم اینطور تمام می‌کنی: “خاک بر سرت احمدرضا !باورم نمی شه این قدر احمق شده باشی !”! فکر نمی‌کنی که این ادبیات درستی برای بحث کردن نیست؟ فکر نمی‌کردی این اسمش توهین کردن است؟ یا شاید هم زیاد پای صحبت احمدی‌نژاد نشسته‌ای؟
      3. از من رنجیده‌ای و مطالبم ناراحتت کرده، احمق خطابم می‌کنی و می‌گویی که خاک توی سرم باشد، باشد! اما چرا دیگر دانشجوهایم را احمق می‌خوانی؟!
      4. من برای رای دادن به میرحسین دلایل خودم را دارم و البته برای رای ندادن به احمدی‌نژاد. لازم است برای تو و سایرین توضیح دهم که چرا انتخاب من میرحسین بوده؟! آيا من به عنوان یک ایرانی حق ندارم بدون توضیح به کاندیدای محبوبم رای بدهم؟ هرچند اگر خیلی علاقه‌مند باشی، با کمال میل دلایلم برای بله به میرحسین و نه به احمدی‌نژاد را برایت می‌گویم.
      5. آن کاندیدایی که تو حمایتش می‌کنی و خیلی ادعای عدالت‌اش می‌شود، همانی است که بعد از این که همه‌ی کاندیداها حرف‌هایشان را زدند و مناظره‌هایشان را کردند، برای یک سخنرانی اضافه‌تر از تلویزیون وقت گرفت و آمد و حرف زد! آیا اگر احمدی‌نژاد ذره‌ای منصف، جوانمرد یا اهل عدالت بود، حاضر به این کار می‌شد؟! راستی! تا به حال فکر کرده‌ای که تلویزیون زیر نظر چه کسی در کشور اداره می‌شود؟! آيا این شخص و سیستمی که این همه سنگش را به سینه می‌زنی، اهل عدالت و انصافند؟! همین یک کار احمدی‌نژاد کافی بود تا هرگز به او رای ندهم.
      6. می‌گویی بعد از بیست سال آمده است و ما را جلو انداخته تا به قدرت‌طلبی‌های خودش برسد! بیا از دو منظر بررسی کنیم: الف) سال‌ها پیش نخست وزیر بوده، رفته و حالا آمده. آنقدر که شما تنها ایرادی که توانسته‌اید ازش بگیرید این است که توی این بیست سال کجا بوده. به نظرت حالا بعد از بیست سال آمده که به قدرت‌طلبی خودش برسد؟!! قسم حضرت عباس‌ات را باور کنم یا دم خروست را؟! به نظرت کدام یک قدرت‌طلب‌ترند؟ آنی که بیست سال است رها کرده، یا آنی که بیست و یک سال است ول نمی‌کند؟!!
      ب) آمده که به قدرت‌طلبی‌اش برسد، حق با توست! مگر رییس‌جمهور شدن چیزی جز قدرت اداره‌ی مملکت است! مگر نیت احمدی‌نژاد از آمدن چیز دیگری است؟ حق با توست. من هم رای می‌دهم که این قدرت در دست کسی باشد که فکر می‌کنم انتخاب مناسب‌تری ست. تو هم برای همین رای می‌دهی، یا غیر از این است؟ من به میرحسین موسوی رای دادم، چون به نظرم انتخاب مناسب‌تری برای داشتن این قدرت بود. آیا کار خلافی کرده‌ام؟ تو به احمدی‌نژاد به کدام نیت رای داده‌ای؟! مثل اوستا حسن کاشی‌کار من؟ چون رهبر هم به او رای می‌دهد؟ یا چیزی غیر از این؟
      7. می‌گویی: “خانم پروفسور قلابی‌تون”! مناظره‌ها را دیدی و دیدی که آقای دکتر شما چه پزی به مدرکش می‌دهد! در مناظره‌ی با کروبی و با لحنی که اصلا خوشایند نبود، دوبار به کروبی تاکید کرد که رییس جمهور باید کارشناس ارشد باشد! از کجا به چنین چیزی رسیده من نمی‌دانم! اما می‌شود به کشورهای دیگر و رییس جمهورهای موفق‌شان نگاه کرد و این که مدرک‌شان چه بوده. چند تایشان کارشناس ارشد و دکتر بوده‌اند؟ نتیجه‌ی کارشان چه بوده؟ چقدر راست‌گو بوده‌اند؟ و چقدر مدیر؟ راستی؛ شاید از این همه مدرک‌گرایی آقای دکتر رییس‌جمهور است که وزیر کشورش مدرک جعل می‌کند! و در آخر این که من واقعا نمی‌دانم قضیه‌ی خانم پروفسور قلابی و مصاحبه‌اش چیست! اما، مگر تو هم پای بی‌بی‌سی می‌نشینی عزیز!

      یه دوست عزیز! می‌توانم به این هفت مورد، موردهای دیگری هم اضافه کنم. اما واقعیت این است که هیچ علاقه‌ای به ادامه‌ی این بحث ندارم، وقتش را هم ندارم. سوال‌هایی که در این متن می‌بینی، هیچ کدام را به قصد دانستن جواب نپرسیده‌ام، که جواب‌هایش برایم مهم نیستند. این‌ها را از تو پرسیده‌ام که تو فکر کنی و ببینی چه جوابی برای‌شان داری. پس لطف کن و جواب‌هایت را برای من نیاور. اگر شرط بحث کردن را رعایت کرده بودی و کمتر توهین کرده بودی، شاید با تو بحث می‌کردم، اما متاسفانه یا خوشبختانه از توهین شدن لذت نمی‌برم. در آخر این که، اگر تو فکر می‌کنی احمدی‌نژاد گزینه‌ی مناسبی است و من فکر می‌کنم میرحسین گزینه‌ی مناسب‌تری است، هیچ باعث نمی‌شود که من و تو دشمن هم باشیم. ممنونم که این جا را خوانده‌ای، لطف کرده‌ای و نظر داده‌ای، اما کاش برای توهین‌هایت از اسم مستعار “یه دوست” استفاده نمی‌کردی دوست من…

  4. دوست گفت

    سلام
    اصلا بنا بر همين بود كه مملكت به آشوب كشيده بشه !
    چرا اين عزيز قانونمدار ما حتي ذره اي به بيانيه هاي شوراي نگهبان توجه نمي كنه ؟
    نكنه باورش شده همه اعم از رهبري و شوراي نگهبان و احمدي نژاد و مجلس و …. دروغ مي گويند و تنها ايشان است كه درستي را مي فهمد ؟
    يكي نيست بگه بابا جان بيدار شو،‌ درسته حجاريان گفته بود تا مي تونيد احمدي نژاد رو دروغگو معرفي كنيد، اما اون مال قبل انتخابات بود – جناب عاليجناب سبز پوش،‌ با امروز 4 روز از انتخابات گذشته !
    بزرگترين شيريني بعد از انقلاب رو داري به تلخ ترين حادثه تبديل مي كني با كم فهمي و بي دركي !
    همه اتفاي هايي كه مي افتد – كتك كاري ها و… – مسئولش تو هستي !
    لابد ميخواي بعد از اين سر و صداها دوباره به كنج خلوت خودت بروي و بيست سال سكوت كني !!!!!

  5. یه دوست گفت

    جناب یک معمار که فقط خودت را آدم و فرهیخته حساب می کنی !
    کمی از خود بزرگ بینی و خود فرهیخته بینی مفرطتت کم کن !
    اتفاقا شماها نفهم و بازیچه هستید ، آن روستایی پاک ، چشمهایش باز است و بازی نمی خورد !
    در ضمن مراقب حرف زدنت هم باش

  6. yekmemar گفت

    من آدم فرهیخته و روشنفکری نیستم ولی انسانهایی می شناسم که خیلی خیلی فرهیخته و روشنفکر هستند . هر کسی طبق نیازها و خواسته هاش به کسی رای میده . دلیل واقعی شما از رایی که به آقای احمدی نژاد دادید چی بود؟
    دوست من وقتی تورم اونقدر زیاده که نمی تونم یه کلاس ثبت نام کنم . چرا باید سنگ آدمی رو به سینم بکوبم که در 4 سال ریاست جمهوری اون 2 تا کتاب درست حسابی منتشر نشده . برنامه های تلویزیون ایران 7 روز هفته جومونگ و کلید اسرار نشون میده . بهترین برنج رو ما داریم ولی برنج پاکستانی می خوریم . آره اون روستایی ها چشمشون بازه و میدونن سهام عدالت و سیب زمینی براشون از آثار باستانی و کتاب و .. واجب تره . حق با شماست . ما باید یا از این ور بام بیفتیم یا از اون ور . یا باید فقط عوام رو با خودمون هماهنگ کنیم که خوب خوشبختانه تعدادشون رو هم روز به روز بیشتر می کنیم . یا باید خواص رو در نظر بگیریم .من با زیچه هیچکس نیستم از همون اول هم با وجود همه ارادتی که به مهندس موسوی داشتم دلم نمی خواست مهندس موسوی بیاد و توی این باتلاق نیرنگ و فریب غرق بشه . ولی اگه واقع بین بودید لااقل مناظره دکتر رضایی رو با دقت نگاه می کردین . برای همه متاسفم

  7. یه دوست گفت

    مناظره رضایی رو دیدم ، تمام مناظرات رو تمام کمال دیدیم ، به جز مناظره موسوی و کروبی که نمی شد اسمش رو مناظره گذاشت ، بلکه به دست و پا زدن غریقهایی می موند که برای نجات خودشون به زمین و آسمون فحش میدن !
    البته که در دولت آقای احمدی نژاد هم مشکلات وجود داشته ، ایشون معصوم نیستند و دولتشون دولت معصوم نیست ! ولی اونقدراهم که شما می فرمائید همه چیز بیخود و دم دستی نبوده !
    من تلوزیون ایران رو زیاد نمی بینم ، ولی اون چیزی رو که دیدم تنها جومونگ و فیلمایی که شما می بینید نبوده ، بلکه دیدم که سریع تر از هر وقتی دیگری در عید امسال فیلمهایی که اسکار گرفته بودند از تلوزیون نمایش داده شد! و خیلی چیزهای دیگه !
    الان هم که دیگه حجت بر همه تموم شده ! با کارهایی که موسوی داره انجام میده ، نشون میده که این بنده ی خدا این بیست سال توی غاری جایی زندگی می کرده و اصلا اصول رو نمی شناسه ، حتی برای اعتراض و عملیات روانی راه انداختن هم این راهش نیست ، یعنی اگر کسی بخواد خیانت کنه و انقلاب مخملی هم راه بندازه این قدر ناشیانه عمل نمی کنه !
    ایشون ابدا برنامه ای در دوره ی انتخابات ارائه نکرد ، توی دانشگاه ما نماینده ی ایشون هر چقدر که ازشوون پرسیدن برنامه های مهندس موسوی چیه ، هی می گفت : یه برنامه های هست ، ولی دولت نهم ال و دولت نهم بل !
    خب باشه مامی گیم دولت نهم بدترین دولت ، تو برنامه هاتو بگو ! ایشون اصلا برنامه نداشت ، در خوش بینانه ترین دیدش می شه گفت که ایشون خوبشون رو فدای منافع عده ی دیگه ای کردند ! و رو دست خوردند و همین طور که می بینید همین اصلاح طلبها این روزها پشت سرش دارند مقاله میدن که این مردک انگار توی غار زندگی می کرده و پولهایمان را به هدر داد و نتونست درست و حسابی رای بیاره !
    به هر حال بهتره که دست از تعصبات برداریم که کمی واقع بینانه تر دورو برمون رو ببینم

  8. yekmemar گفت

    سلام “یه دوست ”
    مرسی به نکته قشنگی اشاره کردید واقع بین باید بود . من بدون هیچ تعصب و احساسی نسبت به نامزدها ی ریاست جمهوری منتظرم که ببینم این 4 سال چی به سرمون خواهد اومد . امیدوارم شما که یک دانشگاهی هستید بعد از این 4 سال با افتخار بگید که در انتخابتون اشتباه نکردید . گر چه من اصلا این رو هم نمی گم که انتخاب من اگه ریس جمهور می شد ما موفق می شدیم . نه عزیزم من فقط می دونم که انتخاب شما .انتخاب من نیست چون من توی این 4 سال نه از قشر مستضعف بودم که کمک ایشون رو دریافت کرده باشم و نه مرفه بودم که تورم رو احساس نکنم . من توی این 4 سال از خیلی از برنامه هام عقب موندم . دوست من امیدوارم پایان این 4 سال من به وبلاگ شما سر بزنم و بنویسم ممنونم عزیزم از انتخابت ! به امید اون روز اگه وجود داشته باشه ……

  9. زهراالسادات گفت

    حدس زدیم یه دوست کی باشه…..اولا تو هم مثل اون رییس جمهور خالی بند و منفورت ادب و تربیت حالیت نیست….هرجور حرف زدی مجبورم باهات حرف بزنم…..دوما من نمیدونم کدوم ملتی خر شده و 24 میلیون یا 24/5 بهش رای داده…نه اینکه هرروز میزان رایتون عوض میشه…..احتمالا الان شده 25 میلیون و تا چندروز دیگه از جمعیت ایران میزنه بالاتر!……اگه رییس جمهورتون حقه…..اگه واقعا 24 میلیون طرفدار داره……خوب طلا که پاکه چه منتش به خاکه؟؟….از چی میترسین؟…یه بار دیگه رای گیری کنن…هان؟!…..البته با نظارت چندتا آدم حسابی نه شماها……..
    از تحلیل مناظره ها هم معلومه یه ذره که سهله…هیچی حالیتون نیست…..منتخبتون قیافشو نشون داد…..این بار خواستی حرف بزنی یه دو تا سایت سر بزن…یه روزنامه ای یه آماری البته معتبر بخون بعد بیا حرف بزن.
    ایشالا خود امام زمان بیاد حق هممون رو بگیره…….

  10. زهراالسادات گفت

    درضمن محمود زیر بته به عمل اومده که نه تو جنگ بوده نه تو انقلاب؟؟؟…..زودتر میومد بهره مند میشدیم ازشون…..

  11. یه دوست گفت

    سرکار خانم زهرا السادات ، فکر می کنم بیشتر از شما روزنامه و سایت خونده باشم و آمار دیده باشم ! با شما صحبتی ندارم چون علاقه ای برای جواب دادن به شما ندارم ، من اگر توهینی هم کردم به شما نبود ، شمام حق نداری به رئیس جمهور منتخب من توهین کنی !
    در ضمن ایشون هم جنگ بودن هم انقلاب ! بد نیست یه کم اطلاعاتتون رو لااقل واسه تخریب بالا ببرید !

    http://ahestan.wordpress.com/2009/02/18/khatami-ahmadinejad/

    جناب احمدرضا !
    من واسه تمام سوالایی که پرسیدی جواب دارم ، ولی به خواست خودتون جواب نمیدم !
    فقط یکیشو می گم چون وقتی خوندمش نزدیک بودم غش کنم از تعجب !
    ایشون توی مناظره با کروبی نگفتن آدم باید کارشناسی ارشد داشته باشد ، می گفت : رئیس جمهور یک مملکت باید کارشناس باشه ، که بتونه نظر کارشناسی بده ، کارشناس ارشد هم منظورش این نبود که مدرک کارشناسی ارشد داشته باشه :D منظورشون این بود که اون قدر حالیش باشه که هی نشینه بگه فلان کارشناس اینو گفت بهمان کارشناس اونو گفت ، فصل الخطاب باشه و در آخر بتونه به عنوان ارشد کارشناسها نظرشو اعمال کنه ، مثل جناب کروبی نباشه !
    واقعا خنده داره ، می تونید توی چشم آدم نگاه کنید و واضح ترین واقعیات رو انکار کنید !
    در ضمن بنده برای شما ایمیل معتبر گذاشتم ، فکر نمی کنم بیشتر از اینم لازم باشه خودمو معرفی کنم !
    بابت توهینهایی هم که شد معذرت می خوام ! اونقدر نوشته ات بدون انصاف بود که اینطوری شد ، به قول تو هر کس حق داره حتی بدون دلیل به هر کسی که می خواد رای بده ، ولی حق نداره دیگری رو خراب کنه ! کاری که کاندیدای محبوبت از سه ماه قبل شروع کرده بود !

  12. زهراالسادات گفت

    به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دمم!…..آهستان هم شد وبلاگ معتبر؟……محصولی هم شد شاهد؟……..تازه از چه خبر گذاری…فارس!!!!!……کاش مرده بودیم!
    فکر کردی من خیلی خوشم میاد یا وقتشو دارم باتو کل کل کنم؟…….یه ذره این منابعی که خوندی تغییر بده…..همش فارس نیوز و آهستان خوندی که طرز فکرت این شده!

    من دیگه هیچ حرفی باشما ندارم…..خداوند به راه راست هدایتت کنه…انشاالله

  13. آهو گفت

    عجب غوغایی است اینجا!
    خوب به عنوان آخرین نظر!
    دوستان دعوا نکنین
    دشمنان اسلام همین را می خواهند
    آمریکا همین را می خواهد
    اون انگلیس همین را می خواهد
    =))

    گرچه بحث های شما جدی بود
    من نظر جدی نداشتم

  14. سایه گفت

    جناب “یه دوست” سلام .
    این نوشته خطاب به جنابعالی و تمام کسانی است که فکر می کنید حتی همین که به سرمان آمده انتخاب شما بوده و به شدت خوشحالید و در پوست نمی گنجید . باید به عرضتان برسانم آنچه که در سخنرانی رهبر مشاهده کردیم اثبات کرد که شما ها هم بازیچه ای بیش نیستید . ریس جمهور حضرتعالی اگر به گفته شما و رهبرتان دروغگو نیست پس ضرورتی نداشت رهبر تان خودش را به زحمت بیندازد و هاشمی را تعریف و تمجید کند . دولت گداپروری که انتخاب شده در 4 سال گذشته تنها کار مفیدی که کرده این بوده که عوام را با خود همراه کند آنهم با سیب زمینی ! و نهایت تلاشش را کرده تا این عوام رفته رفته بیشتر شده و فقط نگران سیر کردن شکمشان باشند نه سیاست.دولت گداپرور شما نه تنها تعداد فقرا را کم نکرده بلکه خوشحال می شود بیشتر هم کند چون حکومت کردن برای قشری که دغدغه ای جز زنده ماندن ندارند بسیار آسان است .
    اگر شما به جبهه رفتن این جواهر لعل می نازید باید بگویم ما در جبهه بهترین نخبه ها و روشنفکران را از دست دادیم . مردان بزرگی که این نابغه حتی به گرد راهشان هم نمی رسد اما آنها کجا و این عتیقه کجا؟ اگر به جبهه و جنگ و اقتصاد و سیاست باشد باید بگویم دکتر رضایی بسیار شایسته تر بود برای ریاست جمهوری.
    منتخب شما و به نظر منتصب رهبرتان در بین علما و مراجع نیز جایی ندارد و هیچ پرسیده اید چرا ؟ به خاطر خرافه پرستیها و توهماتش
    این انقلاب حاصل خون شهیدانی بود که اکثر آنها نخبه و تحصیل کرده بودند . حتی جنگ تحمیلی و پیروزی ایران حاصل تلاش همین قشر روشنفکر و جوان بود . مگر ما چمران نداشتیم -باکری- همت و…. حالا خون همین دانشجویان به دست عربها و افغانهایی که باپول ما وارد ایران شدند به زمین میریزد.
    نابغه بزرگ شما اگر اذعان دارد و می گوید هیچ چیزی نخورده و نبرده چرا برای به قدرت رسیدن اینچنین خونریزی می کند . چقدر قدرت برایش شیرین است؟
    اگر راه علی میرود باید بداند علی برای قدرت پشیزی ارزش قائل نبود . ولی بیچاره این عتیقه ما نمیداند که او هم بازیچه شده در دست کسانی که پشت پرده او را بازی میدهند . تا به مقاصد خودشان برسند .1 میلیارد گم می کند . تورم 25 درصد و پول این مردم بدبخت تو جیب فلسطین و عراق و افغانستان ریخته می شود . اگر زمان شاه از آمریکا و انگلیس نیرو برای کشتن مردم میاوردند حالا از فلسطین و عراق و… می آورند که به مراتب از آنها بی رحمترند .
    شما خوش باشید و در دلتان بگویید که انتخاب شما پیروز شده اما تاریخ نشان خواهد داد که بازنده اصلی شما بودید.

  15. یه دوست گفت

    سرکار خانم ی جناب آقای سایه !
    فقط یک کلام ، معلوم است که این روزها چه کسی خونریزی می کند !
    سرکار خانم زهرا السادات ، دخترم برو بشین خاله شادونتو نگاه کن ، تو رو چه به سیاست ! در ضمن اگر فارس نیوز معتبر نیست ، قلم نیوز هم نیست ، اگر روزنامه ایران و کیهان معتبر نیست ، اعتماد ملی و … هم معتبر نیست ، اگر آهستان معتبر نیست ، وبلاگهای شما هم معتبر نیست !
    برو عزیزم برو خاله شادونه تموم شد !

  16. یه دوست گفت

    لابد اگر محصولی معتبر نیست ، عطاءالله مهاجرانی معتبر است که بنده خدا از دست زوجاتشون فرار فرمودند به اون ور آب ؟!!
    یا تاج زاده و امین زاده معتبرند !
    مسئله اینه که شما زیادی ذهنتون آشفته است نه ما !

  17. زهراالسادات گفت

    من که خاله شادونه دوست ندارم اما تو برو شیرتو بخور…بدو

  18. یه دوست گفت

    حالا خاله شادونه نه ، عمو پورنگو که حتما باید دوست داشته باشی !

    • thejoyofsharing گفت

      یه دوست جان! می‌بینی به همین سادگی‌هاست که آدم‌ها از هم بیزار می‌شوند، با خاک بر سرت گفتن و احمق خواندن و خاله شادونه‌ات را ببین و…
      با عرض پوزش از همگی؛ برای جلوگیری از کل‌کل‌های این چنینی، فعلا بخش نظرات این مطلب را می‌بندم.

      پی‌نوشت: من خاله شادونه را نمی‌شناسم، اما عموپورنگ را بسیار دوست دارم…
      پی‌نوشت بعدتر: بخش نظرات باز است.

  19. دوست عزیز شاهوار تو سمنان نیست تو شاهرود
    از یه کوهنورد بعیده که نسبت به خاطره نویسیش اینقدر ناشی گری کنه
    شاهوار سمنان!!!!؟
    از سمنان تا شاهوار 185 کیلومتر فاصله است فهمیدین!

    • thejoyofsharing گفت

      دوست کوهنورد و دانشمندم! حتما می‌دانی که به غیر از شهر سمنان، استانی هم به نام استان سمنان داریم که شاهرود هم جزئی از آن است…

  20. مهدي گفت

    چرا جديدا بازديد كننده هاي وبلاگت اينجوري شدن !؟
    دو واحد جغرافيا هم بذار بهشون بفهمون كه اون شاهرود توي استان سمنانه !
    به من كه سمنانيم، برخورد
    فكر كردم كه اگه در مورد شيركوه هم خواسته باشن چنين استدلالي كنن و بگن شيركووه توي شهر يزد نيست، بايد بگيم تو كدوم شهرستانشه !؟ تفت، مهريز ، …!؟

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · URI دنبالک

نوشتن دیدگاه