مارس 11, 2009 در 12:05 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر کوتاه ·برچسبها کتاب, کیمیاخاتون, کیمیاگر, کیمیا, کتابفروش, عاقل اندر سفیه
از آقای کتابفروش میپرسم: “کتاب کیمیاخاتون دارین؟”
عاقل اندر سفیه نگاهم میکند و جواب میدهد: “نه! کتاب کیمیاگر داریم!”
پیوند پایدار
علیک سلام! خوب اون نگاه عاقل اندر سفیه نبود! اون یه فرصت واسه سرچ بود! مثلا تو گوگل سرچ می کنی کیمیا خاتون هر چی کلمه کیمیا است میاره اونم همین بوده!
کیمیا کیمیاست جانم! گیر نمیاد به هر حال! بله!
حالا داشت یا نه؟
زیاد هم بی ربط نگفته بنده ی خدا! آخه خاتون ها همه کیمیاگرند. من خودم امتحان کردم!
پیشاپیش عید مبارک وقتی حول حالنا الی احسن الحال رو میگی منو فراموش نکنی … لطفا
با اجازه شما کلمه آخر رو حذف کردم بد کردم؟
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته · URI دنبالک
نام (لازم)
رایانشانی (لازم)
آدرس
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه باخبر کن.
آهو گفت
علیک سلام!
خوب اون نگاه عاقل اندر سفیه نبود!
اون یه فرصت واسه سرچ بود!
مثلا تو گوگل سرچ می کنی کیمیا خاتون
هر چی کلمه کیمیا است میاره
اونم همین بوده!
پشه گفت
کیمیا کیمیاست جانم! گیر نمیاد به هر حال! بله!
پور پدر گفت
حالا داشت یا نه؟
تیرمن! گفت
زیاد هم بی ربط نگفته بنده ی خدا! آخه خاتون ها همه کیمیاگرند. من خودم امتحان کردم!
آهو گفت
پیشاپیش عید مبارک
وقتی حول حالنا الی احسن الحال رو میگی
منو فراموش نکنی … لطفا
آهو گفت
با اجازه شما کلمه آخر رو حذف کردم
بد کردم؟